عشق آسمانی

واااااااااااااای واااااااااای خداروشکرهورااااااا

1393/3/3 13:33
نویسنده : مامان آرزو
289 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نازمن سلام گندمم سلام قربونت بشمماچوااای خداااشکرصدبارهزاربارشکرهورامیدونی چه خبره مامانیخیال باطلمن مامان شدممممممممممممقلبقلبحتمامیگی چطورشدتوکه ناامیددلشکسته الان میگی مامان شدم اره عزیزم به لطف ومهربونی خدامامان شدمهورااین ماه عزیزم نمیدونم گفته بودم بهت که حلواروشروع کردم توکل بخداکردم ازامام رضاخواستم ازحضرت که قربون همشون که توروبه من دادن اگرثانیه ای شکرکنم کمه گلمگریهقلبنمیدونی چقدرخوشحالم همیشه دعامیکنم این خوشحالی نصیب تمام دوستای منتظرمون بشه توام مامانی دعاکنفرشتهحالاااااااااابیاببین ماجرای شمارونیشخندقلبماچ

یادت میادگفتم دکترگفته تنبلی دارم نفسم دیگه من امیدم ازاونروزخیلی کم شدناراحتدکترم گفت بیادپری بشم بعدداروهارواستفاده کنم منم گفتم بزارپری بشم بعدمیخریم دیگه منم منتظرپری بودمزبانکه دیدم چندوقته که سینه هام میدرده خووووعسیسم سابقه نداشتابروباباجوون همش میگفت مانی نی داریم منم میگفتم نه وقتی تنبلی دارم نی نی کجابوده اماباباجون همینومیگفتخندهتااینکه پنج روزگزشته بودنگرانبه باباجون گفتم حالایک بی بی بگیرببینیم چه میشودآخاره نفسم صبح رفتم گزاشتم دیدم واااای فورادوخطه شدم نمیدونی چقدرخوشحال شدمم خیلی اومدم بیرون فقط شکرگزاری میکردم به باباجون نشون دادم مونده بودمنم خودم تعجبباورم نشدامایکم امیدداشتم فرداشم یکی دیگه گزاشتم فورادوخطه شدحالاعسکشامیزارم عشقم ببینقلبدیگه باباجون یکم باورکردمیگفت فقط بریم ازمایش بدیم چه برنامه هاااااکه ندارممژهقربونت بشه مامان وباباالهی فدات بشم چه خدای مهربونی خداااجون شکرممنونم دیگه بایدمنتظرمیموندیم واسه چهارشنبه یعنی 31/2/93اخه ازمایشای دیگم بودگفتم همه روباهم بگیرم خخخخ دیگه چقدرخداخداکردم گفتم مثبت بشه که رفتم دادم دیدم الهی شکربازم شکرمثبته ازخوشحالی فقط گریه کردمگریهچقدرواسه منتظرادعاکردم دیگه ننذرداشتم که مامان شم برم پیش امام رضا الهی من قربونش بشم که ضمانتم کردازخونه تاحرم فقط دعامیکردم شکرخیییییییییلی خوشحال بودم هورااول ازخدابازم خداوبعدامام رضابعداون خانومی که حلواروگفت خیلی خیلی ممنونم وذکر124هزارکه تونفس من وباباتوکه عشق وارزویی منی بازم ممنون مامانی منوبابایی خیلی دوستداریم خییییییلیماچقلبتشویقفرشتهدیگه توحرم بابایی گفت حالابه بقیه بگیم من میگفتم نه امابابایی گفت چرادیگه خلاصه رفتیم سراغ خانواده مااول به باباجون اس نوشت اخرش گفت اولین نفری بعددایی جون وبعدزن دایی امادیدیم خبری نشدموقع نمازبودنمازمونوتوحرم خوندیمووقتی تموم شدگوشی روچک کردبابایی دیدفقط دایی نوشته وحشتناک سوپرایزشده بقیه روکه دیدیم اخ به دستشون نرسیده بوددیگه شایدده باردیگه فرستادیم خبری نشدیعنی نرسیددیگه دایی گفتیم به کسی نگومااس دادیم نرسیده که دیدیم گفت دیرگفتی اخ چه عصبی شدم دیگه رسیدیم خونه گفتیم خانواده بعدی یعنی خانواده بابایی روسوپرایزکنیم رفتیم خونه به مامان جون زنگیدیم دیدیم خبرداره چقدرم خوشحاله خلاصه مامان جون گفت میخوای به بالاخبربدم گفتم نه خودمون میگیم دیگه گفتم کی بهت خبرداده گفت بابااینقدرخوشحال بوده ذوق داشته که نگورفتیم بالاجونم واست بگم عشقممممممم دیدم مامان جون باتلفن صحبت میکنه میخنده حدس زدم مامان جون دیگه باشه دیدم نه قطع که کردگفت مبارکهههههه اخ اعصابم داغونترشودبگووووووکی بودباباجون اینقدرذوق داشته فکرکن عزیزم دیگه عموجوناهم خوشحال شدن دیگه مونده بودباباجون که اونم بازخراب شدکلاااااامامانی نتونستیم ماسوپرایزکنیم هرکس یکنفردیگه روسوپرایزکردخخخخ دیگه عموعلی اکبرت زنگ زدبه باباجون گفت میخوام یکخبری بدم تحملشوداری دیگه گفت اونم ازذوق مغازه روتعطیل کرداومددیدیم عمومحمودت نیست گفتیم شایدرفته به دوستاش بگه که یکدفعه اومدباکلی بستنی شکلات طفلی الهیییییی اینقدرحرکتش خوب بودکه نگووووودیگه مامانی اون شب بهترین شب زندگی دونفره بعدعروسیم بودخییییییییییییلی خوشحال شدیم همه وازهمه بیشترمنوبابایی عزیزمامان مواظب خودت باش نمیدونی بابایی چه زحمتی میکشه چقدرچیزای خوشمزه خریده من بخورم شماقوی بشیدعشقممممم چقدرهواروداره بااینکه همیشه اینطوری بوداماالان بیشتربیشترشده خداروشکرکه چنین بابایی خوبی داری منکه همیشه بهش افتخارمیکنم.عزیزم خیییییییلی دوستدارم الان شمابه حساب خودم پنج هفته وشش روزی اندازی یک دونه انارخوشمزهقلبخوشمزهعزیزم من سپردمت بخداوامام رضا(ع)بوسسسسسسسسسس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان ثمين
3 خرداد 93 11:17
مبارك باشه ان شاا.... كه قدم ني ني براتون پراز خير و بركت باشه
تو زیباترین ارزوی منی
3 خرداد 93 18:00
سلام ارزو جونم مبارکههههههه ایشالله صحیح و سالم بیاد بغلت
samira
7 خرداد 93 11:52
سلام عزیزم خدا رو شکر که نی نی دار شدی ایشالاکه صحیح سالم بارتو زمین بزاری
نولو
7 خرداد 93 22:13
وای آرزو خیلی خوشحالم که داری مامان میشی آجی
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق آسمانی می باشد