عشق آسمانی

رویدادهای چندوقته

یک سلام گرم به پسرم تواین روزای پاییزی  خوبی عزیزم ان شاالله که خوبی منم خوبم نفسم مامانی یک هفته پیش رفتم دکترخداروشکرهمچی خوب بودعزیزم تازه من 4کیلواضاف کردم خخخ یک ازمایشم دادم که مربوط به اواسطه بارداریه اونم ان شاالله خوبه جوابش.مامانی دلم حسابی تورومیخوادنمیدونی وقتی تکون میخوری چه عشقی میکنم عاشق تکوناتم وقتی واسه باباجون تعریف میکنم کلی ذوق میکنه همش میگه پس کی میادامیرعلی خودم تاباهم بازی کنیم خخخ نمیدونی پسرم بابایی چقدرعاشق بازیه تازه میخوادشماروهم بیاره وسط  بااین عموهات میشینن وقتی میریم بالافقط باگوشی تبلت,های بازی میکنن های بازی میکنن ادم کفری میشه خخخخخخ اینم بگم دیروزعیدبودعیدغدیرعیدتم مبارک عشقم تازه باهم رفتیم نی...
22 مهر 1393

گلپسرم اومدم ازدوروبربگم

سلام پسرم فدای تکون خوردنت بشه مامان چقدراین لحظاتودوستدارم مامان کلی ذوق میکنم انتظاربیشترهم دارم خخخخ اخه خیلی خوبه هرروزبه عشق تکونات راه میرم کارمیکنم درازمیکشم مامانی من زیادنمیام میخوام زیادشلوغ نکنم بزاراتفاقای این چندوقته روواست بگم نفس مامان الهی همیشه سالم وسرحال باشی تواین چندوقته خاله خودم ازسبزواراومد.یعنی خونشواورده خیلی خوبه میگیم میخندیم میدونم متوجه خنده هام میشی دایی ایمان هم که سربازه واسه چندروزاومده مشهداماامروزرفت.خاله ایداهم که میره مدرسه یعنی یک چندروزیع میره اونم مدرسه قبلی من که همه دبیراش منومیشناسن خخخ .این هفته من واست یک صندل خریدم اینقده بانمکه باباجونم هرروزمیپرسه امیرعلی تکون خوردمنم میگم اره یانه بیشتراوقاتم...
15 مهر 1393

بدون عنوان

عزیزمامان چطوره سلام زندگی قربونت بشه مامان وای این چندوقته حسابی درگیراسم نازتیم مامانی کلی اسم انتخاب کردیم. منوباباجون اماهیچ اسمی به دلمون نمیشینه منم که نذرکرده بودم اسم قشنگتوعلی بزارم واسه همون نمیشدتااینکه باباجون گفت میزاریم امیرعلی اینم بگم مامان جون باباعاشق اسم امیرعلیه .ازهمون اول به شمامیگفت امیرعلی خداکنه دیگه تعویض اسم نکنی اخه تاحالاکلی اسم انتخاب شده من میگفتم ارسلان تابه اسم باباجون بخوره بازعوض شدشدفرهادوهمینطورعوض میشدخداروشکرامیرعلی اسم خوبیه هم به اسم باباجون میخوری هم نذرمن داده میشه هوووووووراااااا نمیدونی مامان اینقدرازبودنت منوباباجون خوشحالیم که نگوخداروشکرکه هرروزحست میکنم مامانی چه حس خوبیه تکون خوردنات قل خورد...
3 مهر 1393

حس کردن نفسم وجنسیت

سلام عشق خودم  سلام زندگی  سلام همه ی وجودم اخ که چقدرمنوباباجون دوستداریم گلم معذرت مامانی که دیراومدم اخه منتظربودم لب تاب نتش وصل بشه که نشد خوب مامانی خوبییییی خداروشکرچندروزی میشه ازدکتراومدم خداروشکرهمچی خوب بودعشق مامان وباباهم خوب خوب بودالحمدالله میخوام ازحسی بگمممممم اخ چه حسیه مامانی الهی که همه ماماناتجربش کنن من تو17هفته حس بودنتوتجربه کردم اخ وقتی میگم دوستدارم جیغ بزنم ازخوشحالی ای جوووونم یک چیزی شبیه انگشت خوردن بهت روتجربه میکنی خخخ امازیردلت ووووی حالادیگه نزدیکه به اینکه بفهمیم عشق من دخمری یاپسمری گرچه مامانی دلش میدونست همه زندگیش چیه فدای تکونات فدای خوب بودنت بشم م ن من درست تو19هفته5روزفهمیدم تووجودم یک قند...
7 شهريور 1393

دومین سالگردعلوسی مامان وبابا

چطوری قندکم  خوبی خداروشکر.مامانی فدات بشه اینقدرنی نی خوبی هستی قربون قدوبالات بشممم مامنی امروزمیدونی چه روزیه چه سوالی معلومه نمیدونی خخخخ قربونت بشم دوسال پیش توچنین روزی منوباباجون باهم علوسی کردیم هوووورااایادش بخیرچه شب خوبی بودبهترین شب یک دختراون شب عروسیش مامانی ان شاالله عروسی خودت نفسم امسال بخاطرشب های عزیزوشب قدرجشن هم تعطیلعه اماپارسال گرفتیم ومهمون دعوت کردیم خداروشکراین دوسال به خوبی تموم شدعزیزم وخداروشکرزندگی خییییییلی خوبی باوجود باباجون دارم ان شاالله سال دیگه این موقعه پیش منی ویک جشن سه نفره میکیریم  باورودشمازندگیمون بهتربهترترمیشه خدااااجونم ازت ممنونم بخاطرزندگی خوب واین نی نی ناااز ...
25 تير 1393

12هفتگی گندممممممممم

سلام زندگی سلام عشقممم الهی قربونت بشم وااااای مامانی جات حسابی خالی دیروزواقعاخوش گذشت میدونی چرااااا به دودلیل وااااای اولیش اینکه رفتیم دکترشیرین عسلمودیدم شمارودیدم شماکه زندگی مامان وبابایی اره عزیزم وای مامانی  نمیدونی وقتی دیدمت چقدرذوق کردم حالابزاربگم اول رفتیم دکترصحبت اتینابعدش وزنموگرفت که گفت کم کردی دیگه دارونوشت بخورم وتست هم گرفت طفلی باباجون روزه ام بودازاین طبقه  به اون طبقه الهی چه بابایی داری خوشبحالت خییییلی مهربونه خلاصه رفتیم خونه مامان جون که وقتی نوبتم شدبرم دیگه بعدیک استراحت باخاله جون وباباجون رفتیم زودم نوبتمون شددیگه نمیدونی قرونت بشم اقای دکتره گفت همه چی خوب اینم بچه فسقلکه 12هفتش...
17 تير 1393

خوشحالم ازاومدنت

خوشگل مامان چطوره قندعسل مامان وباباچطوره الهی قربونت بشم زندگی وای مامانی نمیدونی این روزاچقدرمن خوشحالم ازاومدنت نه تنهامن باباجونم میگه هااااوای همیشه میگه پس کی میای کی میگه بابانمیدونی قندعسل باباجون چقدرعجله داره خخخخ الهی شکرخداروصدبارشکرکه اومدی خوشبختیمونوچندبرابرکردی گندم مامان برکت باباومامان فدات بشم راستی شماالان به حساب من ده هفته دوروزته امابه حساب سونوهشت هفته نمیدونم چندروزاخه حساب خودموبیشتردوستدارم خخخ خلاصه مامان وباباعاشقتن این روزاجام جهانیم شده بابادگیرتیوی شده ماه رمضانم نزدیکه چه خوب.دوستدارم عزیزم تادیداربعدبااااااااااااای عشقم امیدوآرزو ...
29 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق آسمانی می باشد