امیرعلی ناااااازم
سلام برامیرعلی عشق مامان وباباخوبی پسرم خداروشکرررر
الهی من فدای تکونات بشم که منوباباجون کشته مرده تکوناتیم من که شده تمام فکرم عزیزم باباجونم هرشب دستشومیزاره تایک لگدنزنی نمیخوابه
امایک چندروزی بودحرکاتت کم بوداروم بودمنم کلی نگران بودباباجون بدتردیگه نمیدونم چرااااجوری که رفتم سونوعسک نازتودیدم صدای قلبت که ارامش منه شنیدم یکم خیالم راحت شد
ولی تکونات پایینه گاهی اوقات که این منوناراحت میکنم عزیزم قربونت بشه مامان عزیزم چیزی نمونده مواظب خودت باش که من باتکونات حالم خوبه گاهی اوقات یک تکونای محکمی میخوری خندم میگیره الهی فدات بشم خداروشکرهزاربارشکرتاالان همچی خوب بودان شاالله ازاین به بعدهم خوبه
اینروزاعزاداری امام حسینه گلم ماهرشب میریم هیات باباجون شون طفلی مامان جون عقب ماشین میشینه که به من وشمااسیبی نرسه همش میگه حسین یواش خخ
باباجونم میگه نترس خلاصه مامان جون باباجون هوامونوخیلی دارن ان شاالله صاحب این شبهای محرم خودش محافظ تمام نی نی هاباشه.دوستدارم بوس بوس


امیرعلی ناااااازم
