عشق آسمانی

خاطرات اولیه

1392/11/13 22:30
نویسنده : مامان آرزو
154 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گندمم سلام عزیزم میخوام برات بنویسم امروزبه کمک یکی ازخاله های نی نی سایتی(سماجون)برات وبلاگ درست کردیم عزیزم گرچه قبلاباباجون هم واست درست کرده بوداماواسم سخت بودلبخند اماامروزنیدونم چی شدقسمت شدبرات درست کردم مامانی خیلی دوستداریم زودی بیاماچخوب گندمم برات ازاول میگم عشق من من وبابایی نی نی دوستداریم خیلیقلبدیگه ماه آذربودعزیزم تصمیم گرفتیم که مامان وبابابشیم الهی فدات بشم زودی بیامارومامان وباباکن عشقم قلبمیدونم خداجون هروقت صلاح بدونه شماروبه مامیده شکی ندارم که به همین زودی زودی میده خوب داشتم میگفتم دیگه ماه آذرشروع کردیم دیگه باتوکل بخداماه دی قراربود7پری بشم چون ماه اول بودزیادامیدداشتمچشمکبعضی وقتایک علامتایی میومددیگه میگفتم حتماگندمم جون عشق مامان اومده باباجون منتظرتخیال باطلدیگه دیدم نمیشم به باباجون گفتم بی بی چک بیاره که اونم اوردفرداصبح یعنی8دی گذاشتم باچه امیدی وعشقی امادرکمال ناباوری منفی شدبازخداروشکرشایدخداجون صلاح ندونستن.دیگه بادلداری های باباجون وخاله های نی نی سایتی حالم خوب شدباانرژینیشخنددیگه گفتم ماه دیگه ان شاالله عشق اسمونیم میادقربونت بشم عزیزم کی بشه بیای تودلم فدات بشم عزیزم.تاماه بعدروبازمیام میگم دوستدارم عشق آسمانی مامانوباباقلبقلبقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق آسمانی می باشد