عشق آسمانی

بدون عنوان

عزیزمامان چطوره سلام زندگی قربونت بشه مامان وای این چندوقته حسابی درگیراسم نازتیم مامانی کلی اسم انتخاب کردیم. منوباباجون اماهیچ اسمی به دلمون نمیشینه منم که نذرکرده بودم اسم قشنگتوعلی بزارم واسه همون نمیشدتااینکه باباجون گفت میزاریم امیرعلی اینم بگم مامان جون باباعاشق اسم امیرعلیه .ازهمون اول به شمامیگفت امیرعلی خداکنه دیگه تعویض اسم نکنی اخه تاحالاکلی اسم انتخاب شده من میگفتم ارسلان تابه اسم باباجون بخوره بازعوض شدشدفرهادوهمینطورعوض میشدخداروشکرامیرعلی اسم خوبیه هم به اسم باباجون میخوری هم نذرمن داده میشه هوووووووراااااا نمیدونی مامان اینقدرازبودنت منوباباجون خوشحالیم که نگوخداروشکرکه هرروزحست میکنم مامانی چه حس خوبیه تکون خوردنات قل خورد...
3 مهر 1393

حس کردن نفسم وجنسیت

سلام عشق خودم  سلام زندگی  سلام همه ی وجودم اخ که چقدرمنوباباجون دوستداریم گلم معذرت مامانی که دیراومدم اخه منتظربودم لب تاب نتش وصل بشه که نشد خوب مامانی خوبییییی خداروشکرچندروزی میشه ازدکتراومدم خداروشکرهمچی خوب بودعشق مامان وباباهم خوب خوب بودالحمدالله میخوام ازحسی بگمممممم اخ چه حسیه مامانی الهی که همه ماماناتجربش کنن من تو17هفته حس بودنتوتجربه کردم اخ وقتی میگم دوستدارم جیغ بزنم ازخوشحالی ای جوووونم یک چیزی شبیه انگشت خوردن بهت روتجربه میکنی خخخ امازیردلت ووووی حالادیگه نزدیکه به اینکه بفهمیم عشق من دخمری یاپسمری گرچه مامانی دلش میدونست همه زندگیش چیه فدای تکونات فدای خوب بودنت بشم م ن من درست تو19هفته5روزفهمیدم تووجودم یک قند...
7 شهريور 1393

دومین سالگردعلوسی مامان وبابا

چطوری قندکم  خوبی خداروشکر.مامانی فدات بشه اینقدرنی نی خوبی هستی قربون قدوبالات بشممم مامنی امروزمیدونی چه روزیه چه سوالی معلومه نمیدونی خخخخ قربونت بشم دوسال پیش توچنین روزی منوباباجون باهم علوسی کردیم هوووورااایادش بخیرچه شب خوبی بودبهترین شب یک دختراون شب عروسیش مامانی ان شاالله عروسی خودت نفسم امسال بخاطرشب های عزیزوشب قدرجشن هم تعطیلعه اماپارسال گرفتیم ومهمون دعوت کردیم خداروشکراین دوسال به خوبی تموم شدعزیزم وخداروشکرزندگی خییییییلی خوبی باوجود باباجون دارم ان شاالله سال دیگه این موقعه پیش منی ویک جشن سه نفره میکیریم  باورودشمازندگیمون بهتربهترترمیشه خدااااجونم ازت ممنونم بخاطرزندگی خوب واین نی نی ناااز ...
25 تير 1393

12هفتگی گندممممممممم

سلام زندگی سلام عشقممم الهی قربونت بشم وااااای مامانی جات حسابی خالی دیروزواقعاخوش گذشت میدونی چرااااا به دودلیل وااااای اولیش اینکه رفتیم دکترشیرین عسلمودیدم شمارودیدم شماکه زندگی مامان وبابایی اره عزیزم وای مامانی  نمیدونی وقتی دیدمت چقدرذوق کردم حالابزاربگم اول رفتیم دکترصحبت اتینابعدش وزنموگرفت که گفت کم کردی دیگه دارونوشت بخورم وتست هم گرفت طفلی باباجون روزه ام بودازاین طبقه  به اون طبقه الهی چه بابایی داری خوشبحالت خییییلی مهربونه خلاصه رفتیم خونه مامان جون که وقتی نوبتم شدبرم دیگه بعدیک استراحت باخاله جون وباباجون رفتیم زودم نوبتمون شددیگه نمیدونی قرونت بشم اقای دکتره گفت همه چی خوب اینم بچه فسقلکه 12هفتش...
17 تير 1393

خوشحالم ازاومدنت

خوشگل مامان چطوره قندعسل مامان وباباچطوره الهی قربونت بشم زندگی وای مامانی نمیدونی این روزاچقدرمن خوشحالم ازاومدنت نه تنهامن باباجونم میگه هااااوای همیشه میگه پس کی میای کی میگه بابانمیدونی قندعسل باباجون چقدرعجله داره خخخخ الهی شکرخداروصدبارشکرکه اومدی خوشبختیمونوچندبرابرکردی گندم مامان برکت باباومامان فدات بشم راستی شماالان به حساب من ده هفته دوروزته امابه حساب سونوهشت هفته نمیدونم چندروزاخه حساب خودموبیشتردوستدارم خخخ خلاصه مامان وباباعاشقتن این روزاجام جهانیم شده بابادگیرتیوی شده ماه رمضانم نزدیکه چه خوب.دوستدارم عزیزم تادیداربعدبااااااااااااای عشقم امیدوآرزو ...
29 خرداد 1393

اولین سونوعشقممممممم

سلام عزیزم سلام عمرم الهی فدات بشم یک موقع فکرنکنی مامانی دیگه نمیادنه عزیزم  چراگلم روزی که رفتم سونوعشق مامان وباباروببینم بعدچندروزنوشتم امانت خراب شدهرچی نوشتم همش هدرشد فدای یک تارموت گلم دوباره مینویسم خوب بگم برات که وقتی رفتم دکترکه بگه بروسونوبهش تاریخ دادم امادکتراردیبهشت حساب کرده بودوگفت زودمن یکم دودل شدم گفتم شایددیراومدی نفس وقتی اومدم خونه یادم افتاددکترماه فروردین روحساب نکرده خلاصه دیگه زنگ زدم دکترگفت اره بیشتری شنبه بیابروسونودیگه شنبه باباجون نتونست گفت دوشنبه دیگه کلاباباجون کارنداشت من نمیتونستم اخه ازشنبه درست تادوشنبه نمیشدبرم خونه دیگه مامان جون کارداشت جلسه وخاله هم اومده بودمارال خاله علوس شده بود دیگه من اون...
26 خرداد 1393

واااااااااااااای واااااااااای خداروشکرهورااااااا

سلام نازمن سلام گندمم سلام قربونت بشم وااای خداااشکرصدبارهزاربارشکر میدونی چه خبره مامانی من مامان شدمممممممممممم حتمامیگی چطورشدتوکه ناامیددلشکسته الان میگی مامان شدم اره عزیزم به لطف ومهربونی خدامامان شدم این ماه عزیزم نمیدونم گفته بودم بهت که حلواروشروع کردم توکل بخداکردم ازامام رضاخواستم ازحضرت که قربون همشون که توروبه من دادن اگرثانیه ای شکرکنم کمه گلم نمیدونی چقدرخوشحالم همیشه دعامیکنم این خوشحالی نصیب تمام دوستای منتظرمون بشه توام مامانی دعاکن حالاااااااااابیاببین ماجرای شمارو یادت میادگفتم دکترگفته تنبلی دارم نفسم دیگه من امیدم ازاونروزخیلی کم شد دکترم گفت بیادپری بشم بعدداروهارواستفاده کنم منم گفتم بزارپری بشم بعدمیخریم دیگه م...
3 خرداد 1393

روزپدره اومدم بگممممم مبارک

سلام گلممممم بهت گفته بودم رفتم دکترامروزجواب ازمایشاروبردم اما.... دکترگفت تنبلی تخمدان دارم قربونت بشم اگرخدابخوادباهمین وضعیتم میای پیشم.عزیزمامان ازت یک خواهش دارم واسه باراخراخه دیگه واست نمیام بنویسم تاموقعی بیای تنهاخواهشم گلم اینه دیگه انتظاربسسسسسه بسسسسه مامان دیگه طاقت نداره به خداجوون بگوزودی بفرستت تودلم صحیح سالم صالح خوشگل.راستی ولادت علی (ع)به شماوباباجون تبریک میگم.اگردوستداری واست بنویسم زودبیاااااوگرنه تااومدنت بااااای
22 ارديبهشت 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق آسمانی می باشد