خاطرات اولیه
سلام گندمم سلام عزیزم میخوام برات بنویسم امروزبه کمک یکی ازخاله های نی نی سایتی(سماجون)برات وبلاگ درست کردیم عزیزم گرچه قبلاباباجون هم واست درست کرده بوداماواسم سخت بود اماامروزنیدونم چی شدقسمت شدبرات درست کردم مامانی خیلی دوستداریم زودی بیا خوب گندمم برات ازاول میگم عشق من من وبابایی نی نی دوستداریم خیلی دیگه ماه آذربودعزیزم تصمیم گرفتیم که مامان وبابابشیم الهی فدات بشم زودی بیامارومامان وباباکن عشقم میدونم خداجون هروقت صلاح بدونه شماروبه مامیده شکی ندارم که به همین زودی زودی میده خوب داشتم میگفتم دیگه ماه آذرشروع کردیم دیگه باتوکل بخداماه دی قراربود7پری بشم چون ماه اول بودزیادامیدداشتم بعضی وقتایک علامتایی میومددیگه میگفتم حتما...
نویسنده :
مامان آرزو
22:30

